آیین نکوداشت دکتر پرویز ضیاءشهابی، استاد و پژوهشگر فلسفه، عصر یکشنبه ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران فلسفه و نیز خانواده استاد ضیاءشهابی در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد. در این مراسم، ضمن تجلیل از جایگاه علمی و فرهنگی استاد پرویز ضیاءشهابی، از ترجمه جدید وی با عنوان «تحول تاریخی مفهوم فلسفه» که به همت انتشارات فرهنگ سیادت منتشر شده است، رونمایی شد.
آیین نکوداشت دکتر پرویز ضیاءشهابی، استاد و پژوهشگر فلسفه، عصر یکشنبه ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران فلسفه و نیز خانواده استاد ضیاءشهابی در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد. در این مراسم، ضمن تجلیل از جایگاه علمی و فرهنگی استاد پرویز ضیاءشهابی، از ترجمه جدید وی با عنوان «تحول تاریخی مفهوم فلسفه» که به همت انتشارات فرهنگ سیادت منتشر شده است، رونمایی شد.
در این نشست، دکتر حسین واله (رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران)، دکتر محسن جوادی، دکتر حسین معصومی همدانی، دکتر هادی عالمزاده، دکتر شهرام پازوکی، حجتالاسلام و المسلمین محمدرضا نوراللهیان، دکتر امیر مازیار، دکتر حسین شیخرضایی، خانم دکتر شهین اعوانی، خانم دکتر مینو حجت، خانم دکتر فاطمه شهیدی، خانم دکتر فاطمه شیرمحمدزاده، دکتر مسعود صادقی، دکتر بابک عباسی، دکتر بهروز فرنو، دکتر امیرحسین خداپرست، دکتر محمدجواد اسماعیلی، دکتر سعید انواری، دکتر منوچهر معظمی، دکتر سید مسعود زمانی، دکتر حسن آقاجانی، دکتر علیرضا دارابی، آقای اسماعیل باغستانی، آقای حامد زارع، دکتر علی معظمی، دکتر احمد رجبی، دکتر مهدی مجتهدی، دکتر محمد مجتهدی و جمعی دیگر از استادان و پژوهشگران حضور داشتند.
در ابتدای این مراسم، دکتر حسین واله، رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، ضمن خوشامدگویی به حاضران، بر اهمیت برگزاری اینگونه نشستها در پاسداشت جایگاه استادان و پژوهشگران برجسته فلسفه تأکید کرد.
در ادامه، دکتر مصطفی ملکیان، استاد و پژوهشگر فلسفه اخلاق، با اشاره به دو دسته ویژگیهای «کارنامهای» و «ستایشنامهای» در معرفی شخصیتهای علمی، گفت پرویز ضیاءشهابی از هر دو حیث شخصیتی برجسته است؛ هم کارنامه علمی و آثار ارزشمندی دارد و هم از ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی کمنظیری برخوردار است. ملکیان از تواضع، پرهیز از بدگویی و عیبجویی، سنجیدگی در سخن گفتن و استمرار کنجکاوی علمی بهعنوان چهار ویژگی برجسته ضیاءشهابی یاد کرد و افزود که در طول سالها آشنایی با وی، کمتر شخصیتی را دیده است که در این ویژگیها با او برابری کند. وی همچنین با اشاره به آثار و ترجمههای ضیاءشهابی، زبان و نثر او را از ویژگیهای ممتاز آثارش دانست و بر دقت، صحت و ظرافت ترجمههای وی تأکید کرد. ملکیان در بخش دیگری از سخنان خود، کتاب «تحول تاریخی مفهوم فلسفه» را از حیث معرفی تلقیهای گوناگون از فلسفه حائز اهمیت دانست و گفت این اثر نشان میدهد که در طول تاریخ، فلسفه همواره معنایی واحد نداشته و شیوههای مختلفی از فلسفهورزی وجود داشته است. وی همچنین از کیفیت چاپ و ویرایش کتاب تقدیر کرد و آن را اثری پاکیزه و کمغلط دانست.
سپس دکتر مالک حسینی، استاد فلسفه، با معرفی پیشینه «فرهنگ تاریخی فلسفه» اثر یواخیم ریتر و کارلفرید گروندر، اهمیت ترجمه و انتشار آثار این مجموعه به زبان فارسی را مورد توجه قرار داد. حسینی با اشاره به کتاب «تحول تاریخی مفهوم فلسفه» گفت این اثر از آن جهت اهمیت دارد که خواننده را با تلقیها و شیوههای گوناگون فلسفهورزی در طول تاریخ آشنا میکند. وی افزود بسیاری از ما در دهههای اخیر گمان میکنیم تنها یک شیوه فلسفهورزی و تنها یک تلقی از فلسفه وجود دارد و حتی گاهی بدیلهای آن را به رسمیت نمیشناسیم؛ ازاینرو، به تعبیر وی، «دچار نوعی استبداد فلسفی هستیم». حسینی انتشار این کتاب را راهی برای مقابله با چنین تلقیای دانست و تأکید کرد این اثر نشان میدهد که فلسفه و فلسفهورزی همواره در طول تاریخ صورتها و تلقیهای متنوعی داشته است. وی در ادامه، ترجمه ضیاءشهابی را دقیق، روان و در عین حال برخوردار از ظرافتهای زبانی دانست و اظهار کرد که نثر این ترجمه، بدون آسیب زدن به محتوای متن، از زیبایی و غنای زبانی برخوردار است. حسینی در بخش پایانی سخنان خود، ضمن اشاره به سالها همکاری با ضیاءشهابی، از وی بهعنوان شخصیتی دانشمند، فروتن و دوستداشتنی یاد کرد و گفت آنچه از آثار منتشرشده وی به دست آمده، تنها بخشی از گستره دانش و فضل اوست.
سخنران پایانی این نشست، دکتر پرویز ضیاءشهابی بود. وی در آغاز، با اشاره به مشکلات بینایی خود و اختلال ایجادشده در شبکیه هر دو چشم، علت ناتمام ماندن ترجمه کتاب را توضیح داد و گفت این مسئله امکان ادامه خواندن، نوشتن و بازبینی دقیق متن را از وی گرفته است؛ زیرا بازبینی چنین متنی، بهویژه در جاهایی که با واژهها و عبارتهای یونانی سروکار دارد، مراجعه پیوسته به فرهنگها و دقت در حروف و ضبط اصطلاحات را میطلبید. ضیاءشهابی در تبیین علت انتشار این اثر ناتمام اظهار داشت: «اردیبهشت گذشته، آقایان دکتر محمدجواد فریدزاده و هادی عالمزاده در دیدار با بنده وقتی از نیمهتمام ماندن کار آگاه شدند، پیشنهاد کردند همین بخش ترجمهشده فعلاً منتشر شود. من نیز ناچار پذیرفتم و انتشار اثر به مؤسسه فرهنگی سیادت سپرده شد».
استاد ضیاءشهابی در ادامه به بیان نکات فلسفی درباره ترجمه پرداخت و با نقل سخنی از هایدگر مبنی بر اینکه هر ترجمهای نوعی برگردان و انتقال از زبان مبدأ به زبان مقصد است، گفت: «اما آنچه از زبانی به زبان دیگر میرود هرگز عیناً همان چیزی نیست که در زبان نخست بوده است؛ مطلب در عبور از یک زبان به زبان دیگر ناگزیر دگرگون میشود». وی برای روشن شدن این نکته به نخستین عبارت انجیل یوحنا («در ابتدا کلمه بود») اشاره کرد و افزود در متن یونانی واژههای «آرخه» و «لوگوس» آمدهاند که هیچ معادل واحدی در زبان دیگر همه حوزه معنایی آنها را بهتمامی منتقل نمیکند.
وی درباره واژه «آرخه» توضیح داد: «ارسطو در دفتر دلتا از مابعدالطبیعه این مفهوم را توضیح میدهد. اگر آن را مسامحتاً «اصل» ترجمه کنیم، این اصل میتواند اصل وجود چیزی، اصل شناخته شدن چیزی یا مبدأ تغییر آن باشد. همین واژه در ترکیبهای دیگر معنای آغاز و سرآغاز میدهد؛ چنانکه در ترجمه هفتادنفره تورات تعبیری آمده که معادل «سرآغاز حکمت، ترس است از خدای» است و در سنت اسلامی نیز مضمون مشابه «رأس الحکمة مخافة الله» دیده میشود. مقصودم این است که یک واژه در بافتهای مختلف، وجوه متفاوتی پیدا میکند و مترجم باید این وجوه را ببیند.»
ضیاءشهابی همین مسئله را درباره «لوگوس» نیز صادق دانست و گفت این واژه در یونانی معانی متعددی دارد و نمیتوان در همه موارد آن را با یک لفظ ثابت به فارسی منتقل کرد. وی با اشاره به اینکه در سنت علمی ما نیز تعبیر «به وجوه مختلف گفته میشود» و کتابهایی با عنوان «وجوه قرآن» سابقه دارد، تأکید کرد در ترجمه برخی عبارات فلسفی، تعبیر «به وجوه مختلف گفته میشود» را مناسبتر یافته است.
وی یکی از دشواریهای ترجمه فلسفی را برابرگذاری برای «موجود» ارسطو و تعابیر مربوط به «آنچه هست» دانست و افزود: «در ترجمههای جدید گاه کوشش میشود برای هر صورت دستوری یا فلسفی، معادل تازهای ساخته شود، اما من در فارسی همیشه چنین ضرورتی نمیبینم. واژههای «هست» و «نیست» در متون معتبر فارسی سابقهای طولانی دارند و میتوانند بار معنایی فلسفی را نیز حمل کنند؛ چنانکه در مکاتیب غزالی و در شعر مولانا («کاشکی هستی زبانی داشتی / تا ز هستان پردهها برداشتی») نمونههایی از این کاربرد دیده میشود. همین جمع بستن «هست» به صورت «هستان» نشان میدهد که زبان فارسی ظرفیتهایی دارد که نباید آنها را نادیده گرفت».
این استاد فلسفه همچنین به واژه «باشنده» اشاره کرد و گفت محمدعلی موحد در «مقالات شمس تبریزی» آن را به معنای «مقیم» توضیح داده است؛ ازاینرو، به کار بردن «هستنده» یا «باشنده» برای هر اصطلاح فلسفی یونانی یا آلمانی مربوط به «بودن» چندان طبیعی نیست و همان «هست» و «نیست» فارسی گویاتر است. وی تأکید کرد که رواج یک استعمال نادرست بهخودیخود دلیل درست بودن آن نیست و زبان فارسی میراث ارزشمند بزرگانی چون فردوسی، بیهقی و ناصرخسرو است که باید پاس داشته شود.
وی در ادامه با اشاره به تفاوت شیوه بیان معنا در زبانهای گوناگون مانند یونانی، لاتینی و آلمانی خاطرنشان ساخت که مترجم نباید صرفاً ساختمان زبان مبدأ را دنبال کند، زیرا هر زبان راه خاص خود را برای صورتبندی معنا دارد و گاه عبارتی پیچیده در زبان مبدأ، در فارسی با ساختاری سادهتر مانند «آوردهاند» یا «گفتهاند» طبیعیتر ادا میشود.
ضیاءشهابی در بخش دیگری از سخنان خود با ذکر خاطرهای از دوران اقامت خود در آلمان گفت: «پیش از رفتن به آلمان گمان میکردم زبان آلمانی را آموختهام، اما در ماههای نخست دریافتم که هنوز فارسی فکر میکنم و میخواهم همان عبارتهای فارسی را به آلمانی تبدیل کنم؛ در حالی که باید شیوه تفکر و کاربرد طبیعی زبان مقصد را آموخت.»
وی همچنین با یادآوری خاطره مواجهه خود با «لغتنامه تاریخی فلسفه» در فرایبورگ و تهیه مجلداتی از آن با همیاری دکتر بهمن پازوکی، به سابقه واژههای «لغتنامه» و «فرهنگ» در سنت ادبی ایران (آثار دهخدا، معین و شهیدی) اشاره کرد و افزود دلیلی ندارد بیجهت تعابیر اصیل را کنار بگذاریم، بلکه باید پیش از ساختن تعبیرهای تازه، ظرفیت و سابقه زبان فارسی را جدی گرفت.
در پایان این آیین، ضمن رونمایی از کتاب «تحول تاریخی مفهوم فلسفه» با ترجمه دکتر پرویز ضیاءشهابی، لوح تقدیر و هدایایی به رسم یادبود از سوی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و انجمن حکمت و فلسفه ایران به استاد ضیاءشهابی تقدیم شد. همچنین یک جلد نهجالبلاغه چاپ انتشارات کتابخانه تخصصی امیرالمؤمنین(ع) توسط دکتر محمد مجتهدی به استاد ضیاءشهابی اهدا شد.