غایت جنگ در اندیشه فارابی؛ سعادت، معیار تمایز جنگ عادلانه از جنگ جائرانه

غایت جنگ در اندیشه فارابی؛ سعادت، معیار تمایز جنگ عادلانه از جنگ جائرانه
نشست علمی «الهیات جنگ در حکمت اسلامی» با ارائه دکتر مهدی حسین‌زاده یزدی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در شعبه قم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد. در این نشست، با بازخوانی آرای فارابی، نسبت میان سعادت، عدالت و جنگ در فلسفه سیاسی اسلامی بررسی و معیارهای تمایز جنگ مشروع از جنگ نامشروع تبیین شد.
به گزارش روابط عمومی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، دکتر حسین‌زاده یزدی در ابتدای سخنان خود با نقد دوگانه رایج میان «علم» و «الهیات»، بر ضرورت بازخوانی اصطلاحات و مقوله‌بندی‌های بومی در سنت فلسفی اسلامی تأکید کرد و گفت: مواجهه انسان با جهان همواره بر پایه پیش‌فرض‌های هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی شکل می‌گیرد و از این رو، بازگشت به میراث اندیشمندانی چون فارابی، تلاشی برای بازیابی چارچوب‌های مفهومی سنت اسلامی و رهایی از غلبه ترمینولوژی مدرن غربی است.
وی در ادامه با تبیین جایگاه مفهوم «سعادت» در فلسفه سیاسی فارابی اظهار داشت: برخلاف افلاطون که عدالت را محور نظام فلسفی خود قرار می‌دهد، فارابی سعادت فردی و اجتماعی را غایت‌الغایات زندگی سیاسی می‌داند. بر همین اساس، ارزش اخلاقی و مشروعیت جنگ نیز به غایت و هدف آن وابسته است؛ جنگی که در مسیر تحقق عدالت و دستیابی به سعادت باشد، عادلانه است و جنگی که از این هدف فاصله بگیرد، در زمره جنگ‌های جائرانه قرار می‌گیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران سپس به گونه‌شناسی جنگ در اندیشه فارابی پرداخت و جنگ‌های مشروع را شامل دفاع از مدینه در برابر تجاوز، احقاق حقوق سلب‌شده، جنگ هدایتی یا تأدیبی برای سوق دادن جوامع جاهل به مصلحت، جنگ کیفری با هدف بازدارندگی و حفظ اقتدار جامعه، و نیز نبرد با جوامعی دانست که از منظر فارابی نیازمند هدایت در چارچوب مدینه فاضله هستند.
وی در مقابل، جنگ‌های جائرانه را جنگ‌هایی برشمرد که با انگیزه غلبه‌جویی و سلطه‌طلبی، انتقام‌گیری و فرو نشاندن خشم‌های شخصی یا قومی، و یا صرفاً برای کسب منافع مادی و لذت‌جویی صورت می‌گیرند و از منظر فارابی فاقد مشروعیت اخلاقی و سیاسی هستند.
در بخش پرسش و پاسخ، دکتر حسین‌زاده یزدی درباره نسبت فقه و حکمت عملی توضیح داد که این دو حوزه در تقابل با یکدیگر نیستند، بلکه رابطه‌ای طولی و تکمیلی دارند. به گفته وی، حکمت عملی چارچوب‌های معرفتی و مبانی نظری را تبیین می‌کند و فقه بر پایه همین مبانی، احکام و تکالیف عملی را متناسب با موضوعات استخراج می‌کند.
وی همچنین در پاسخ به پرسشی درباره امکان برداشت‌های پدرسالارانه از مفهوم جنگ هدایتی در جهان معاصر، تصریح کرد: در اندیشه فارابی، هدایت انسان‌ها به سوی سعادت حقیقی بر خواست صرف فردی مقدم است، اما اعمال چنین اختیاری تنها در صلاحیت «رئیس اول» یا امام حکیمی است که به حقیقت متصل باشد. از این رو، فارابی با محدود کردن این اختیار، زمینه سوءاستفاده حاکمان عادی و تبدیل آن به ابزاری برای سلطه‌گری را نفی می‌کند.
سخنران در پایان تأکید کرد که فهم دیدگاه فارابی درباره جنگ، بدون توجه به منظومه کامل فلسفه سیاسی او و جایگاه بنیادین مفهوم سعادت امکان‌پذیر نیست و ارزیابی مشروعیت جنگ نیز باید در نسبت با غایت اخلاقی و انسانی آن صورت گیرد.
۷ اَمرداد ۱۴۰۵
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.