پیروزی در نگاه الهی، فراتر از تصرف سرزمین است؛ تحلیل دکتر محمدی از «الهیات جنگ»

پیروزی در نگاه الهی، فراتر از تصرف سرزمین است؛ تحلیل دکتر محمدی از «الهیات جنگ»
«گروه فلسفه اسلامی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران (شعبه قم) در نشست علمی خود با موضوع “مقایسه مؤلفه‌های جنگ از منظر سکولار و متافیزیک قرآنی”، به تبیین تفاوت‌های بنیادین میان تحلیل‌های مادی و نگاه الهی به پدیده جنگ پرداخت. در این نشست، دکتر عبدالله محمدی با نقد رویکردهای سکولار در علوم انسانی، تأکید کرد که در نگاه متافیزیک قرآنی، جنگ نه یک حادثه تصادفی، بلکه سنتی الهی برای ابتلای انسان و پیشبرد فرایند توحید است.»
در نشست علمی اخیر موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ايران، دکتر عبدالله محمدی در سلسله‌نشست‌های «الهیات جنگ»، به بررسی شکاف معرفتی میان نگاه سکولار و متافیزیک قرآنی در تحلیل جنگ پرداخت. وی در آغاز سخنان خود، مرز میان سکولاریسم و الحاد را روشن کرد و تصریح نمود که سکولاریسم در تحلیل، به معنای غفلت از مراتب فرامادی و سنن الهی در فهم وقایع است.
از قوانین ظاهری تا سنن باطنی
دکتر محمدی با استناد به مبانی حکمت متعالیه، تفاوت اصلی دو نگاه را در “سلسله‌مراتب وجود” جستجو کرد. وی معتقد است در حالی که نگاه مادی تنها بر قوانین تجربی و قواعد ظاهری متمرکز است، نگاه الهی از طریق وحی و برهان، به کشف قوانین باطنی و «سنن الهی» می‌پردازد که حاکم بر عوالم بالاتر است.
شش گسست بنیادین در تحلیل جنگ
سخنران در ادامه، شش تفاوت محوری میان این دو دیدگاه را تشریح کرد:
۱. ساحت نبرد: جنگ در نگاه مادی، نبرد بر سر منابع است، اما در نگاه قرآنی، نبرد اصلی در عرصه اراده‌ها و تحقق توحید جریان دارد.
۲. تعریف پیروزی: برخلاف معیار کمیِ نگاه مادی، در متافیزیک قرآنی، معیار پیروزی «تقویت ایمان و عبودیت» است؛ لذا شهادت در راه حق، اوج پیروزی است.
۳. ماهیت جنگ: جنگ در نظام الهی، یک “ابتلای دائمی” برای رشد وجودی انسان است، نه یک حادثه عارض و تصادفی.
۴. جنگ؛ شر یا نعمت؟: از منظر الهی، جنگ می‌تواند حامل بیداری عمومی و پالایش درونی جامعه باشد.
۵. روابط با اسباب: تفاوت در “اعتماد” است؛ مؤمن از اسباب استفاده می‌کند اما تکیه و اعتماد استقلالی خود را تنها به اراده خداوند معطوف می‌دارد.
۶. امید در برابر بن‌بست: برخلاف نگاه مادی که در صورت نبود اسباب مادی به بن‌بست و ناامیدی می‌رسد، نگاه الهی با باور به امدادهای غیبی، راه را برای استمرار حرکت باز می‌گذارد.
نتیجه‌گیری: ضرورت تحول در علوم انسانی
دکتر محمدی در پایان، نسبت میان این الگوهای معرفتی و تحول در علوم انسانی را حیاتی دانست. وی خاطرنشان کرد که بسیاری از تحلیل‌های اقتصادی و سیاسی موجود، به دلیل تکیه بر پارادایم‌های سکولار، در فهم واقعیت‌های جامعه ایران (که بر بستر ایمان استوار است) دچار خطای محاسباتی می‌شوند. وی تأکید کرد که تقویت نگاه متافیزیکی در ادبیات مقاومت، می‌تواند نوع مواجهه ما با بحران‌ها را از “تسلیم در برابر ماده” به “قدرتِ برخاسته از ایمان” تغییر دهد.
۲۲ تیر ۱۴۰۵
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.