در نخستین نشست از سلسله نشستهای «الهیات جنگ در حکمت اسلامی» که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران (شعبه قم) برگزار شد، حجتالاسلام دکتر مهدی عبداللهی با رویکردی انسانشناختی به تبیین ریشههای فلسفی جنگ و دفاع پرداخت و تأکید کرد که نزاعهای انسانی ریشه در نحوه تعریف انسان از «خود» و جهانبینی او دارد.
نخستین نشست از سلسله نشستهای «الهیات جنگ در حکمت اسلامی» با موضوع «انسانشناسی فلسفی جنگ و دفاع» و با سخنرانی حجتالاسلام دکتر مهدی عبداللهی، ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار شد.
به گزارش، در این نشست دکتر عبداللهی با نقد تحلیلهای تقلیلگرایانه از پدیده جنگ ـ که آن را صرفاً در سطح گزارشهای خبری یا تحلیلهای راهبردی محدود میکنند ـ بر ضرورت توجه به ریشههای هستیشناختی جنگ تأکید کرد. وی جنگ و دفاع را نه صرفاً رخدادی سیاسی، بلکه مسئلهای پیوندخورده با ماهیت زیست انسانی و مبانی انسانشناسی فلسفی دانست.
وی در ادامه با تبیین الگوی «مراتب سهگانه صیانت از خود»، ریشه دفاع را در قاعده بنیادین «جذب نافع و دفع مضر» معرفی کرد و توضیح داد که این قاعده در سه سطح طبیعی، حیوانی و انسانی ظهور مییابد. به گفته او، در سطح طبیعی، کنشهایی غیرارادی برای بقا دیده میشود؛ در سطح حیوانی، مدیریت غریزی از طریق دو قوه شهوت و غضب شکل میگیرد؛ و در سطح انسانی، با حضور قوه عقل، قلمرو محبوبها و مبغوضها گسترش یافته و نزاع از نیازهای صرفاً زیستی به حوزههای معرفتی و ارزشی منتقل میشود.
دکتر عبداللهی در بخش دیگری از سخنان خود، مفهوم «من» را دالّ مرکزی در تحلیل جنگ و دفاع دانست و اظهار کرد: حقیقت دفاع در صیانت از «من» ریشه دارد و تفاوت بنیادین جنگهای انسانی نیز در اختلاف در تعریف همین «من» نهفته است. به گفته وی، با دخالت عقل، تعریف انسان از «خود» و «منافع خود» دگرگون میشود و هرگونه خطا در این ساحت ادراکی میتواند به اختلال در تشخیص دشمن و حتی همسویی با مهاجم بینجامد.
وی در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد که بسیاری از جنگهای بزرگ در تاریخ بشر را باید فراتر از رقابت بر سر منابع مادی دانست. به باور او، این جنگها در واقع جلوهای از تقابل دو جهانبینی متعارض هستند؛ به گونهای که تقابل «من الهی» و «من طاغوتی» به نزاعی وجودشناختی میان جبهه حق و باطل میانجامد؛ نزاعی که تنها با تغییر در مبانی معرفتی یکی از طرفین پایان مییابد.
بر اساس جمعبندی ارائهشده در این نشست، جنگ انسانی محصول گسترش قوای ادراکی و عقلانی انسان است و از این رو، دستیابی به صلح یا دفاع پایدار، پیش از هر چیز نیازمند اصلاح تعریف انسان از هویت خویشتن و شناخت دقیق مرزهای «من» و «دشمن» در چارچوب حکمت الهی است.