سومین نشست از سلسله نشستهای «الهیات جنگ در حکمت اسلامی» با ارائه حجتالاسلام والمسلمین سید محمد موسوی بایگی برگزار شد. وی با تبیین مبانی فلسفی رهبری، بر ضرورت تجمیع مرجعیت دینی، سیاسی و نظامی در قائد امت تأکید کرد و نقش معرفت، محبت و ولایت را در تحقق وحدت اجتماعی و مقاومت تبیین نمود.
سومین نشست از سلسله نشستهای «الهیات جنگ در حکمت اسلامی» به همت گروه فلسفه اسلامی برگزار شد. در این نشست، حجتالاسلام والمسلمین سید محمد موسوی بایگی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، با موضوع «ضرورت تجمیع مرجعیت دینی، سیاسی و نظامی در قائد امت» به تبیین مبانی فلسفی رهبری در اندیشه اسلامی پرداخت.
وی در آغاز سخنان خود با اشاره به اهمیت مسئله رهبری در شرایط جنگ و صلح، اظهار کرد: یکی از ارکان اصلی پیروزی در هر نبرد، نحوه تدبیر و مدیریت رهبری است و از همین رو، مسئله رهبری مهمترین موضوع هر جامعه به شمار میآید. به گفته وی، بررسی این موضوع از منظر حکمت اسلامی میتواند در تحلیل مسائل امروز جامعه و مباحث مرتبط با الهیات جنگ و مقاومت راهگشا باشد.
موسوی بایگی در ادامه با تبیین تقسیمبندی فلسفی عوالم هستی بر اساس تجرد و مادیت، تفاوت عالم مجرد و عالم طبیعت را در وجود تزاحمها و تعارضها تشریح کرد و گفت: انسان به عنوان پیچیدهترین موجود عالم طبیعت، بیش از سایر موجودات با تزاحمهای ناشی از اختیار، اراده و انتخاب مواجه است و جنگ نیز یکی از جلوههای همین تعارضهاست.
وی با تشریح نسبت میان ادراک، میل، اراده و اختیار، تأکید کرد که رفتارهای انسان ریشه در نوع شناخت او از حقیقت، کمال و مصلحت دارد. از نگاه وی، هرچه مرتبه ادراک انسان کاملتر باشد، تشخیص خیر و کمال نیز دقیقتر خواهد بود و همین امر در شکلگیری اراده و تصمیمهای فردی و اجتماعی اثرگذار است.
این استاد فلسفه اسلامی همچنین با اشاره به جایگاه مباحث الهیات و نفسشناسی در حکمت اسلامی، اظهار داشت: شناخت صحیح انسان و مسیر کمال او، زیربنای هرگونه نظریهپردازی درباره جامعه و حکومت است. وی افزود فلسفه بیش از آنکه وارد مصادیق جزئی شود، اصول کلی جهانبینی را ارائه میکند و امتداد دادن این اصول به مسائل اجتماعی و سیاسی، وظیفه پژوهشگران معاصر است.
در بخش پرسش و پاسخ، موسوی بایگی در پاسخ به پرسشی درباره نسبت تشکیک وجود با تحلیل جامعه، تصریح کرد: جامعه وجودی مستقل از افراد ندارد و آنچه جامعه نامیده میشود، حاصل تعامل انسانهاست. از این رو، آثار رفتارهای فردی در لایههای مختلف حیات اجتماعی نیز انعکاس مییابد و آموزههایی همچون امر به معروف و نهی از منکر بر همین مبنا قابل تبیین است.
وی در پاسخ به پرسشی دیگر درباره مهمترین بخشهای حکمت اسلامی برای ورود به این مباحث، بر ضرورت آشنایی جامع با مباحث فلسفی، بهویژه الهیات و معرفت نفس، تأکید کرد و گفت: همانگونه که در ریاضیات همه مباحث به یکدیگر پیوستهاند، در فلسفه نیز نمیتوان بخشی را مستقل از سایر مباحث مورد مطالعه قرار داد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی همچنین درباره امکان جمع میان مرجعیت معنوی و توان تدبیر اجتماعی در یک فرد توضیح داد: مقصود از شایستگی رهبر، برخورداری از توان ترسیم خطوط کلی و هدایت جامعه در عرصههای مختلف است، نه تخصص جزئی در تمامی علوم و رشتههای مدیریتی.
وی در ادامه با استناد به فرازی از رساله «مهمانی» افلاطون، محبت و عشق را عامل اصلی انسجام اجتماعی دانست و افزود: در فرهنگ شیعی، مفهوم ولایت بر پایه رابطهای آگاهانه و عاشقانه میان ولی و مردم استوار است؛ رابطهای که زمینهساز وحدت، همبستگی و ایستادگی در برابر دشمن خواهد بود.
موسوی بایگی در پاسخ به پرسشی درباره نسبت این دیدگاهها با اندیشه فارابی نیز خاطرنشان کرد: هرچند جزئیات این مباحث در آثار فارابی به همین صورت مطرح نشده، اما مبانی فلسفه سیاسی او، بهویژه نظریه «فیلسوف کامل، امام است»، با این تحلیلها همخوانی و نزدیکی قابل توجهی دارد.
در پایان نشست، حاضران بر ظرفیت این مباحث برای گسترش پژوهشهای فلسفی در حوزه انقلاب اسلامی، حکمت سیاسی و الهیات جنگ تأکید کردند و این نشست را الگویی برای بهرهگیری از مبانی حکمت اسلامی در تحلیل مسائل روز جامعه دانستند.