تهاجم نظامی اخیر امریکا و اسرائیل به کشورمان ایران، نقض حاکمیت ملی، حمله به مناطق مسکونی، انهدام زیرساختها، کشتن شهروندان غیرنظامی، تخریب مدارس و دانشگاهها و نقاط آموزشی و بسیاری جنایات و تخلفات جنگی دیگر نشان داد که نیروهای مهاجم کمترین تعهدی به اخلاق و به کاستن از هزینههای مترتب بر کنشهای خود ندارند. این تهاجم، با هر بهانه و مستمسکی که انجام شده باشد، مجوزی برای زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی، بهویژه اخلاق جنگ، به نیروهای مهاجم نمیدهد.
انتظار پایبندی به حقوق بشر و اخلاق جنگ از افرادی مانند ترامپ و نتانیاهو که در سرزمینهای مادریشان نیز تعهدی به دمکراسی و حقوق بشر نداشتهاند، شاید چندان معقول نباشد؛ سیاستمدارانی عوامفریب که به نسلکشی و ارتکاب جنایت علیه بشریت، محدود کردن آزادیهای مدنی، مهاجرستیزی، افراطگرایی، نژادپرستی و ... متهماند. اما آنچه نگرانکنندهتر است سکوت، بیعملی و از کار افتادن سازوکارها و نهادهایی است که برای صیانت از اخلاق و حقوق بشر در سطوح ملی و بینالمللی تاسیس شدهاند.
زیر پا گذاشتن برخی از محکمترین اصول اخلاقی و بیارزش شدن جان آدمی در مقابل منافع اقتصادی و سیاسی نشان میدهد که چگونه ممکن است دستاوردهای فکری و فرهنگی بشر بهراحتی نابود شوند، توحش بار دیگر برگردد و جایگزین تمدن شود، نهادهای بینالمللی از کار بیفتند و کل بشر بار دیگر در معرض خطر بازگشت به آنچه هابز وضعیت اولیه مینامید، قرار گیرد.
وضعیت فعلی نشان میدهد که تامل مجدد در مبانی فکری و فلسفی نظامهای اجتماعی تا چه حد ضروری است و تحکیم مبانی اخلاق تا چه میزان برای عموم متفکران و بهویژه برای فیلسوفان وظیفهای مبرم است.
مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، بهعنوان نهادی آموزشی و پژوهشی که بهواسطه ماهیت و محتوای فلسفی فعالیتهای خود، همواره رویدادها و اتفاقات جاری در صحنه سیاست و اجتماع را از منظر فلسفه و اخلاق مینگرد، علاوه بر محکوم کردن حملات و جنایات اخیر، بار دیگر لزوم توجه همهجانبه به اخلاق را در عرصههای سیاسی و اجتماعی و حکمرانی یادآور میشود و از متفکران داخل و خارج کشور دعوت میکند به علل نقض گسترده و سازمانیافته اخلاق بیش از پیش بیندیشند و برای یافتن و یا ایجاد سازوکارهای مناسب و لازم برای جلوگیری از گسترش آن، بکوشند.
مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران