گزارش جامع مدرسه زمستانه: خوانش‌های معاصر از نظریۀ اعتباریات علامه طباطبایی (ره)

گزارش جامع مدرسه زمستانه: خوانش‌های معاصر از نظریۀ اعتباریات علامه طباطبایی (ره)
مدرسه زمستانه «خوانش‌های معاصر از نظریۀ اعتباریات علامۀ طباطبایی(ره)» با هدف تبیین و بازخوانی یکی از بنیادی‌ترین مباحث فلسفه اسلامی، به همت گروه حکمت عملیِ مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، شعبه قم، برگزار شد.
مدرسۀ زمستانه «خوانش‌های معاصر از نظریۀ اعتباریات علامه طباطبایی(ره)» از سوی گروه حکمت عملی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران و با دبیری علمی حجت‌الاسلام مهدی خیاط‌زاده، در روزهای ۷، ۸، ۱۳ و ۱۴ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شعبه قم مؤسسه برگزار شد.
این مدرسه با هدف واکاوی ابعاد گوناگون، قابلیت‌ها، نقدها و کاربردهای نظریۀ ادراکات اعتباری علامه طباطبایی طراحی و اجرا گردید و شامل هشت سخنرانی تخصصی از استادان و پژوهشگران برجسته حوزه و دانشگاه بود.
در طول برگزاری این دوره، نظریۀ اعتباریات از منظرهای متفاوتی همچون هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، اخلاق، انسان‌شناسی، روش‌شناسی علوم انسانی و نسبت آن با مدرنیته مورد مطالعه و نقد قرار گرفت. همچنین دیدگاه‌های انتقادی و دفاعی متنوع درباره ابعاد این نظریه ارائه شد که به تعمیق بحث‌های فلسفی پیرامون آن انجامید.

 

سخنرانی اول: تبیین موضع آیت‌الله مصباح یزدی در باب اعتباریات حکمت عملی
عنوان سخنرانی: جایگاه مراتب اعتبار در منطق حکمت عملی با تأکید بر آراء استاد مصباح یزدی
سخنران: دکتر حسن عبدی (عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیه‌السلام)
زمان: سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴
دکتر حسن عبدی در اولین سخنرانی مدرسۀ زمستانه، به تبیین موضع آیت‌الله مصباح یزدی پیرامون نظریۀ «اعتباریات» در منطق حکمت عملی و علوم انسانی پرداخت.
سخنران با اشاره به سه رویکرد اصلی در مواجهه با اعتباریات (نادیده گرفتن، اساسی‌سازی متافیزیکی، یا رویکرد اعتدالی)، موضع استاد مصباح را در چارچوب نگرش اعتدالی و روشمند قرار داد. محور اصلی این سخنرانی، تأکید بر لزوم تمایز دقیق میان انواع امور اعتباری و پرهیز از یکسان‌سازی آن‌ها بود.
سلسله مراتب اعتبار؛ از امر معقول تا مجازات:
دکتر عبدی نشان داد که اگر «امر اعتباری» را در حکم «سنجش و مقایسه عقل» در نظر بگیریم، این سنجش شامل مراتبی است که از معقول ثانی فلسفی (که حقیقت آن عین ربط به علت هستی‌بخش است) آغاز شده و تا مراتب عملی‌تر ادامه می‌یابد؛ مانند «اعتبار مجازات برای جُرم» در نظام حقوقی که می‌توان آن را «معقول سادس» نامید.
نکتۀ کلیدی این است که هر مرتبه، شرط لازم تحقق مرتبۀ پسین است و منطق حاکم بر هر مرحله، مشروط به منطق مرحلۀ قبل است. در پایان، تأکید شد که این سلسله مراتب اعتبار باید نهایتاً به یک امر حقیقی و مستقل (وجود مستقل الهی) ختم شود تا از تسلسل جلوگیری شده و نقش علل حقیقی در تبیین پدیده‌های اجتماعی نادیده گرفته نشود. این رویکرد، ابزاری کارآمد برای مقابله با تقلیل‌گرایی در علوم انسانی و زمینه‌ساز روش‌شناسی بومی در علوم اسلامی معرفی گردید.

 

سخنرانی دوم: نقد نظریه اعتباریات علامه طباطبایی؛ آیا اخلاق مبتنی بر اعتبار است یا حقیقت؟

عنوان سخنرانی: باید اخلاقی یا حقیقت؟ گفتاری در نقد نظریۀ اعتباریات با تکیه بر آراء آیت‌الله آملی لاریجانی

سخنران: حجت‌الاسلام روح‌الله فروغی (عضو هیئت علمی مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران)

زمان: سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴

سخنرانی دوم مدرسۀ زمستانه به ارائه نقدهای منسجم آیت‌الله آملی لاریجانی بر نظریۀ اعتباریات علامه طباطبایی، به‌ویژه در مسئله «اعتبار باید» اختصاص یافت.

حجت‌الاسلام فروغی، ده اشکال اصلی این نقدها را ذیل سه محور کلی ارائه کرد:

۱. تعمیم نادرست: ایراداتی که به کلیت تعمیم این نظریه وارد می‌شود.

۲. اضافی بودن اعتبار در فرآیند عمل ارادی: تحلیل کارکرد اعتبار در عمل انسان.

۳. لوازم ناپذیرفتنی اخلاقی و حقوقی: از جمله تعارض با اصل مسئولیت اخلاقی و امکان ایجاد تسلسل در عمل اعتبار کردن.

نتیجه نقدها و دیدگاه تأسیسی آیت‌الله لاریجانی:

نتیجه‌گیری این مجموعه از اشکالات، آن بود که امر «اعتبار باید» نه تنها ضروری نیست، بلکه به عقیدۀ آیت‌الله لاریجانی، ناممکن و بی‌فایده است.

در مقابل، دیدگاه تأسیسی آیت‌الله لاریجانی بر واقعی و ذاتی بودن الزامات اخلاقی تبیین شد. بر اساس این نگاه، بایدها و بایدهای اخلاقی اموری عینی، بدیهی و غیرقابل تقلیل به احساسات یا اعتبارات ذهنی هستند، زیرا متعلق آن‌ها «طبیعت فعل» است. این دیدگاه، مبنایی برای استقلال اخلاق از نظریات اعتباری فراهم می‌آورد.

سخنرانی سوم: نظریۀ اعتباریات؛ احیای عقل عملی و مبنای علوم انسانی اسلامی

عنوان سخنرانی: نظریۀ اعتباریات چونان دانش نهفته در حکمت عملی

سخنران: دکتر هادی موسوی (عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه)

زمان: چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴

دکتر هادی موسوی در سخنرانی سوم مدرسۀ زمستانه، بر بُعد روش‌شناختی و بنیادین نظریۀ اعتباریات تأکید کرد و قرائت رایجی که این نظریه را صرفاً محدود به حوزۀ اخلاق می‌داند، مورد نقد قرار داد.

ایشان استدلال نمودند که نظریۀ اعتباریات در بنیاد خود، احیای عقل عملی تدبیری در سنت عقلی اسلامی و ارائۀ چارچوبی روش‌شناختی برای مواجهه با مسائل جهان مدرن است.

سه خاستگاه اصلی نظریه:

دکتر موسوی سه خاستگاه کلیدی برای شکل‌گیری این نظریه برشمرد:

۱. سنت عقلی اسلامی: به‌ویژه احیای مفهوم عقل عملی.

۲. سنت اجتهادی فقهی: به دلیل نیاز به استنباط عملی.

۳. وضعیت انسان در عصر مدرن: ضرورت تولید علوم انسانی اسلامی متناسب با چالش‌های معاصر.

تمایز میان لایه‌های اعتبار:

سخنران با ایجاد تمایز میان «اعتباریات ساختاری» (قالب‌ها و مقولات عقل عملی) و «اعتباریات محتوایی» (مفاد و ارزش‌های اخلاقی)، تصریح کرد که تمرکز اصلی علامه طباطبایی در مقالۀ ششم «اصول فلسفه و روش رئالیسم» و رسالۀ اعتباریات، بر لایۀ اول یعنی اعتباریات ساختاری بوده است.

از این منظر، نظریۀ اعتباریات صرفاً یک نظریۀ اخلاقی نیست، بلکه دانشی نهفته و راهبردی برای حکمت عملی و پایه‌ای محکم برای علوم انسانی اسلامی به شمار می‌رود.

 

سخنرانی چهارم: مواجهه انسان‌شناختی شهید مطهری با نظریۀ اعتباریات

عنوان سخنرانی: استاد مطهری و نقد لوازم انسان‌شناختی نظریۀ اعتباریات

سخنران: دکتر حسین هوشنگی (عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام)

زمان: چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴

دکتر حسین هوشنگی در چهارمین جلسه به بررسی نقدهای انسان‌شناختی شهید مطهری بر نظریۀ اعتباریات علامه طباطبایی پرداخت. این نقدها حول سه محور کلیدی دسته‌بندی شدند:

۱. تعارض با طبیعت‌گرایی: شهید مطهری، با تأکید بر طبیعت متعالی انسان («من علوی»)، نسبت به اولویت دادن نیازهای طبیعی و مادی («من سفلی») در نظریه اعتباریات ابراز نگرانی کردند.

۲. نقد نظریه استخدام: نقد ایشان بر تفسیر شهید مطهری از اجتماع به عنوان «مدنی بالاضطرار» و تفسیر بدبینانه از سرشت اجتماعی انسان در چارچوب نظریۀ استخدام.

۳. تقدم عوامل غیرمعرفتی: نقد بر اولویت‌بخشی به عواملی چون احساس و نیاز بر معرفت و اراده در فرآیند عملی انسان.

تحلیل پارادایمیک: دکتر هوشنگی توضیح داد که نقدهای شهید مطهری نشأت گرفته از پارادایم عقل‌گرایی کلاسیک است، اما نظریۀ اعتباریات علامه طباطبایی خود یک تغییر پارادایمیک محسوب می‌شود. از دیدگاه علامه، عقل عملی و ادراکات اعتباری صرفاً فردی و آگاهانه نیستند، بلکه در فرآیندی تاریخی، اجتماعی و نیمه‌آگاهانه، مشابه تکامل زبان، شکل می‌گیرند. این اختلاف بنیادین، دو برداشت متفاوت از ماهیت عمل و ساختار جامعه را نمایان می‌سازد.


سخنرانی پنجم: بنیان متافیزیکی تکلیف؛ شکاف میان روان‌شناسی و هستی‌شناسی در نظریۀ اعتباریات

عنوان سخنرانی: ملاحظاتی درباره مقاله ادراکات اعتباری علامه طباطبایی

سخنران: دکتر سید حمید طالب‌زاده (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)

زمان: دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴

سخنرانی دکتر سید حمید طالب‌زاده بر بررسی بنیان متافیزیکی فعل فرد مکلف در نسبت با ادراکات اعتباری علامه طباطبایی متمرکز بود.

چالش تبیین سنتی: تحلیل دیدگاه سنتی فاعل مختار نزد ابن سینا و ملاصدرا نشان داد که این تبیین‌ها نهایتاً وجوب وجودی (انتولوژیک) را به وجوب روان‌شناختی (سایکولوژیک) تقلیل می‌دهند و در نتیجه، حکمت عملی را فاقد یک پایۀ متافیزیکی مستحکم رها می‌سازند.

راهکار علامه طباطبایی: راه حل علامه طباطبایی با طرح مفهوم «اعتبار باید» معرفی شد. بر اساس این رویکرد، نسبت تکوینی حاکم میان فعل مکلف و غایت نهایی (سعادت)، در ساحت عمل اختیاری، به صورت یک امر اعتباری (انشاء باید) ظهور می‌یابد. این امر، پلی حیاتی میان ساحت روان‌شناختی و متافیزیک عمل ایجاد می‌کند.

مسئلۀ بنیادین: با وجود این پل‌سازی، سخنران بر اشكال اصلی باقی‌مانده تأکید کرد: ارجاع نهایی اعتبار به قوه خیال (یا وهم) که خود امری نفسانی است. این امر باعث می‌شود که حکمت عملی همچنان در سطح روان‌شناختی باقی بماند و پرسش اساسی در باب «بنیان انتولوژیک تکلیف» بی‌پاسخ بماند.

 

 سخنرانی ششم: اصالت حقیقت در اعتباریات؛ تمایز علامه طباطبایی از نگاه تخیلی محض

عنوان سخنرانی: بازنمایی حقیقت در اعتباریات از نظرگاه علامه طباطبایی

سخنران: حجت الاسلام کرمانشاهانی (استاد سطوح عالی حوزه علمیه)

زمان: دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴

حجت الاسلام کرمانشاهانی در این جلسه، با ردیابی سیر تحول اندیشه اعتباریات علامه طباطبایی از رساله نخستین تا مباحث تفسیری، بر وفاداری ایشان به اصالت حقیقت تأکید ورزید.

دغدغه علامه حضور حقیقت در اعتبار: استدلال اصلی این بود که دغدغه محوری علامه، نفی اعتبار نیست، بلکه هدف، نشان دادن حضور و بازنمایی حقیقت در ساحت اعتباریات است. اعتبارات، هرچند اموری مجازی و برساخته هستند، اما نه تنها قانونمندند، بلکه ریشه در فطرت و صورت نوعیه موجودات دارند؛ بنابراین، اساساً مفهومی تحت عنوان «اعتبار لغو» (اعتباری که هیچ تحققی ندارد) وجود ندارد.

تمایز اعتباریات: سخنران با تمایز میان اعتباریات ثابت (مانند وجوب که ریشه‌دار در فطرت هستند) و اعتباریات متغیر (متأثر از شرایط)، نشان داد که همه این اعتبارات به نوعی به حقیقت پیوند خورده‌اند.

نتیجه‌گیری صریح: نکتۀ برجستۀ سخنرانی، نتیجه‌گیری صریح بود که از منظر علامه طباطبایی، خود «اعتبار کردن» عملی فاقد هرگونه حقیقت وجودی نیست، بلکه یک فرآیند تخیلی (یا وهمی) است که اثر آن وابسته به توهم همراه است. این نگاه انحصاری به حقیقت، علامه را حتی از شارحان نزدیک وی چون شهید مطهری متمایز می‌سازد.

 

سخنرانی هفتم: دیدگاه سوم در باب گزاره‌های اخلاقی؛ عقل‌گرایی برهانی در مقابل اعتباری‌گرایی

عنوان سخنرانی: خوانش انتقادی مسئله نفس الامر گزاره‌های ارزشی با تأکید بر آراء استاد یزدان پناه

سخنران: حجت الاسلام مهدی صداقت (استاد سطوح عالی حوزه علمیه)

زمان: سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴

حجت الاسلام صداقت در آخرین جلسه مدرسه زمستانه، با محوریت آراء استاد یزدان پناه، به بررسی مسئله نفس‌الامر گزاره‌های اخلاقی پرداخت و دیدگاهی را در تقابل با دو گرایش مشهور واقع‌گرایی اخلاقی و اعتباری‌گرایی علامه طباطبایی ارائه نمود.

ماهیت حکمت عملی: سخنران با استناد به دیدگاه فیلسوفان، حکمت عملی را علم یقینی برهانی به حقایق عملی دانست که در آن صدق و کذب راه دارد. گزاره‌های ارزشی نظیر «العدل حسن»، اگرچه می‌توانند به صورت مشهوری (به معنای اعم) مطرح شوند، اما ذاتاً برهانی بوده و قابلیت تبدیل به یقین نظری را دارند؛ بر خلاف توهم مشهور بودن محض آنها.

نقد اصلی بر علامه (دیدگاه تأسیسی): نقد اصلی استاد یزدان پناه بر علامه طباطبایی این بود که عقل به تنهایی و بدون نیاز به جعل اعتبار، می‌تواند با درک مصلحت و نسبت ضروری فعل با سعادت، حکم «باید» را به عنوان یک لازمه منطقی استنتاج کند. در این دیدگاه تأسیسی، گزاره‌های ارزشی دارای هویتی ذاتی و نفس‌الامری تحت عنوان «معقول ثانی ارزش‌شناختی» هستند.

تأسیس دیدگاه وظیفه‌گرا: با توسعۀ مفهوم «معقول ثانی» به «شناختاری-انگیزشی» و قائل شدن به شرافت و شناعت ذاتی برای افعال خیر، مبنای این دیدگاه وظیفه‌گرا شکل می‌گیرد. این امر با تکیه بر کنش شناختی-بعثی عقل، فاصله میان فضای شناختی و ارادی در کنش انسانی را پر می‌کند، بدون آنکه نیازی به جعل ساحت اعتبار باشد.

 

سخنرانی هشتم: نقد ساختاری «اعتبار وجوب» از منظر علامه طباطبایی

عنوان سخنرانی: خوانش انتقادی اعتبار وجوب از منظر علامه طباطبایی

سخنران: حجت الاسلام علی امینی نژاد (استاد سطوح عالی حوزه علمیه)

زمان: سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴

حجت الاسلام امینی نژاد، با تأکید بر عظمت و چندلایه بودن طرح کلی اعتباریات علامه طباطبایی، دو اشکال بنیادین را به بخش کلیدی «اعتبار وجوب» وارد ساخت.

اشکال اول: تعارض با تعریف علوم اعتباری

اشکال اول به تعریف علوم اعتباری باز می‌گردد. اگر علوم را به نظری (حقیقی) و عملی (اعتباری) تقسیم کنیم، تعریف سنتی حکمت عملی به عنوان علمی برهانی، واقع‌نما و صدق‌پذیر، با ماهیت اعتباری علوم عملی در تعارض قرار می‌گیرد؛ زیرا اعتباریات، طبق دیدگاه علامه، فاقد صدق و کذب بالمعنی‌الاکمل هستند.

اشکال دوم: نفی کارکرد انگیزشی در وجوب اعتباری

 اشکال دوم معطوف به کارکرد انگیزشی «اعتبار وجوب» بود: اگر «وجوب حقیقی» از نظام تکوین گرفته شده و به نسبت میان «من» و «فعل» نسبت داده شود، در واقع یک ضرورت بالفعل (همانند ضرورت در فیزیک) ادعا شده است، نه یک «باید انگیزه‌بخش». این تلقی، اختیار و انگیزه عمل را سلب می‌کند.

نظریۀ تأسیسی در پاسخ به نقد: در مقابل این نقدها، سخنران نظریه‌ای تأسیسی مبتنی بر «قوه شوقیه» ارائه داد. در این نگاه، پس از تصور و تصدیق فایده، قوه شوقیه با تمرکز بر یک فعل خاص و طرد نسبی دیگر امیال، شوق «صددرصد شده‌ای» ایجاد می‌کند که خود، یک وجوب تکوینی و نفسانی است و نیازی به جعل اعتباری مجزا ندارد.

 

 

 

۲۸ بهمن ۱۴۰۴
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.